تبليغاتX
دفترخاطرات عمومی




















دفترخاطرات عمومی

سلام!

 

این جمله را خیلی دوست دارم!

وقتایی که اوضام بهم می ریزه

و احساس تنهایی می کنم،

آرومم می کنه!

 

" هر وقت احساس کردی کسی باهات نیست،

بدون خدا همه رو از دلت کنار زده

تا دقایقی فقط مال خودش باشی! "

 

این جملم این چند وقته بهم اثبات شده:

 

" خداوند بهترین های خود را به آنهایی می بخشد

که حق انتخاب خود را به او می سپارند! "

 

نوشته شده در چهارشنبه 20 آبان1388ساعت 23:10 توسط زینب| |

 

خدایا!

به خاطر همه نعمتایی که بهم دادی شکرت!

خیلی خیلی ممنون!

خواهشا!!!

چشمی بینا بهم بده که بتونم ببینمشون،

و عقلی وافر که بدونم ازشون چه جوری استفاده کنم،

و توانایی فراوان که هرچه بهتر از اونا استفاده کنم!

 

 

نوشته شده در شنبه 16 آبان1388ساعت 20:1 توسط زینب| |

 

هنگامی که خوارج شنیدند که پیامبر(ص) درباره حضرت علی(ع) فرموده:

" انا مدینه العلم و علی بابها " من شهر علمم و علی باب آن !!

به علی (ع) حسادت ورزیده

و به همین دلیل ده نفر از بزرگانشان به محضر ایشان رفته

و سوالاتی را جهت اثبات این مسئله پرسیدند:

اولی جلو رفت و سوال کرد: یا علی علم افضل است یا مال؟!

علی (ع) فرمود: « علم افضل است از مال ».

پرسید به چه دلیل؟

فرمود: چون علم میراث پیامبران است و مال میراث قارون و شداد و فرعون و ... است.

آن فرد پذیرفت و رفت.

دیگری آمد و سوال کرد: یا علی علم افضل است یا مال؟!

فرمود: « علم افضل است از مال »

گفت به چه دلیل؟

فرمود: چون صاحب مال دشمن زیاد دارد و صاحب علم دوستان فراوان.

فرد تصدیق نمود و رفت.

دیگری آمد و همین سوال را تکرار کرد.

فرمود: « علم بهتر است »

به دلیل اینکه اگر از مال صرف کردی کم می شود و هر چه از علم صرف کنی زیاد می شود.

و همینگونه دیگران هم همین سوال را پرسیدند و علی (ع) به هرکدام پاسخی داد:

-  علم افضل است زیرا صاحب مال را بخیل گویند و صاحب علم را بزرگ و بخشنده شمارند.

- علم بهتر است به دلیل اینکه وقتی مال ماند مندرس و کهنه می شود به خلاف علم که هر چه بماند کهنه نمی شود.

- علم بهتر است چون مال قساوت قلب می آورد و علم قلب را نورانی می کند.

- علم افضل است چون صاحب مال ادعای خدایی می کند به سبب مال و صاحب علم ادعای عبودیت می کند.

در نهایت فرمودند: هر چند در رابطه با این موضوع سوال کنید من تا زنده ام با جوابی نوتر پاسخ شما را خواهم داد.

هر ده نفر پس از شنیدن این سخنان به اسلام روی آورده و مسلمان شدند.

 

منبع



نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 19:51 توسط زینب| |

 

امیرالمومنین (علیه السلام):
توكل به خداوند ، مايه نجات از هر بدی و محفوظ بودن از هر دشمنی است .


امیرالمومنین (علیه السلام):
هر كس به خدا توكل كند ، دشواری ها برای او آسان می شود و اسباب برايش فراهم می گردد .

 

رسول اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم):
هر كس به خدا توكل كند ، خداوند هزينه او را كفايت می كند و از جايی كه گمان نمی برد به او روزی می دهد .


امام صادق (علیه السلام):
بی نيازی و عزت به هر طرف می گردند و چون به جايگاه توكل دست يافتند در آنجا قرار می گيرند .


امام باقر (علیه السلام):
هر كس به خدا توكل كند ، مغلوب نشود و هر كس به خدا توكل جويد شكست نخورد .


رسول اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم):
توكل كردن( به خدا ) بعد از به كار بردن عقل، خود موعظه است .


رسول اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم):
فال بد زدن شرك است و هيچ كس از ما نيست مگر اين كه به نحوی دستخوش فال بد زدن می شود، اما خداوند با توكل به او آن را از بين می برد .


رسول اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم)
:

گروهی را كه كشت و كار نمی كردند ، ديدند و فرمودند: شما چه كاره ايد ؟ عرض كردند ما توكل كنندگانيم. فرمودند : نه شما سرباريد .


امام كاظم (علیه السلام)
در پاسخ به سوال از آيه « و هر كس به خدا توكل كند، او برای وی بس است » فرمودند:

توكل كردن بر خدا درجاتی دارد : يكی از آنها اين است كه در تمام كارهايت به خدا توكل كنی و هر چه با تو كرد از او خشنود با شی و بدانی كه او نسبت به تو از هيچ خير و تفضلی كوتاهی نمی كند و بدانی كه در اين باره حكم ، حكم اوست ، پس با واگذاری كارهايت به خدا بر او توكل كن و در آن كارها و ديگر كارها به او اعتماد داشته باش .


رسول اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم):
خداوند عزوجل مي فرمايد: هيچ مخلوقی نيست كه به غير من پناه ببرد ، مگر اين كه دستش را از اسباب و ريسمان های آسمانها و زمين كوتاه كنم ، پس اگر از من بخواهد عطايش نكنم و اگر مرا بخواند جوابش ندهم .

 

دلم نمی دونم چرا این قدر گرفته؟!

گفتم چند تا حدیث بذارم،

کمی وبلاگ مفید شه!

 

 

نوشته شده در سه شنبه 21 مهر1388ساعت 18:7 توسط زینب| |

 

دلم گرفته!

از خودم خسته شدم!

دلم می خواد کلی خودمو تغییر بدم!

ولی تا حالا که کم موفق شدم!

تازگی خیلی حساس شدم!

زود ناراحت می شم!

و این خیلی بده، خیلی خیلی بد!

 

چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده بود!

 

کاش امام زمان زودتر ظهور می کرد

می فهمیدیم راه درست چیه؟!!

احساس سردرگمی می کنم!

باید بشینم برنامه هامو سر و سامون بدم،

شاید کمی اومدم رو روال،

حالم خوب شد!

 

تصمیم دارم ایشالا فردا برم ببینم

دم خونمون صبحا کلاس ورزش داره یا نه؟

ترجیحا والیبال!

آخه این ترم صبحام خالیه،

و من فقط می خوابم

 و اصلا اینو دوست ندارم!

شدیدا هم به فعالیت نیاز دارم!

این جوری روحیمم بالا می ره!

تازه این ترم تربیت2 هم دارم، فوتسال!

این جوری نیگا نکنید!!!

خیلی حال می ده!

استادشم خوبه!

 

شانس من این ترم همه استادا حضور غیاب می کنن!

 

می خوام یه دفتر بذارم تو کیفم

حرفامو بنویسم توش این قدر تلنبار نشه تو ذهنم

یه دفعه بزنه کل سیستمو هنگ کنه

مجبور شم با کلی زحمت رو به راهش کنم!

البته اگه تنبلی همیشگی من در نوشتن بذاره!

 

کلیییییییییییییییییییییییی حرف برای زدن دارم!!!

دعام کنیییییییییییییییییییید یه عالمه!

 

این چند وقته به این رسیدم که

کلی مغرورم!!!

و زندگی مشترک با غرور آبشون تو یه جوب نمی ره!

به خاطر همین

و به خاطر خودم

و به خاطر همسرم

دارم کلی تلاش می کنم که غرورم رو کمرنگ کنم!

و این کار خیلی خیلی سختیه!

اونم برای آدمی مثل من!

پس خدا جون خودت همه چیز رو روبه راه کن

که من بدون تو هیچم!

لذتش را بهم بچشون!

 

این مشهدی که رفتم خیلی عالی بود!

واقعا حال داد!

احساس کردم منم استعداد تغییرو دارم

اگه کمکم کنن!

خیلی بهم چسبید!

احساس کردم واقعا خود امام رضا دعوتم کردن!

احساس سبکی کردم!

کلی انرژی گرفتم که چند وقتی کلی روبه راهم کرد!

آقا جون خودت دوباره یه جور خیلی بهتر

یعنی هر جور خودت می دونی منو بطلب!

 

این چند وقته به عینه دیدم وقتی یه کاری می خوای

به نحو احسن پیش بره،

اگه همه کارا رو بسپری به خدا

و خودت رو از ریاست کنار بکشی،

همه کارا به نحو احسن پیش می ره!

فقط باید تلاشتو بکنی

و صبر داشته باشی!

 

صبرو شکر!

بی خود نیست که پیامبر فرمودن:

نیمی از ایمان صبره و نیمی دیگه شکر!

خدایا!

هر دوشو به ما عطا کن!

 

این ترم دانشگاه رو بیشتر دوست دارم!

چون باعث می شه بعضی کارایی که دوست دارم

و تو خونه انجامشون نمی دمو

انجام بدم!

دارم سعی می کنم درسامم بیشتر دوست داشته باشم!

این یعنی + اندیشی!!!

 

نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 0:44 توسط زینب| |

 

دنیا از آن کسانی است

که بی وقفه تلاش می کنند و استقامت می ورزند!

 

ایستادن یعنی ٬ مرگ

نداشتن طلب ٬ یعنی مرگ

نداشتن آرزو ٬ یعنی مرگ

تو همانی که می اندیشی

اندیشه شکست٬ شکست آرد و اندیشه پیروزی ٬ پیروزی

بزرگ فکر کن ...

از همین الان شروع کن

به یاد بسپار!

پیروز مندان ٬ فاتحان لحظه هایند ...

امیر المومنین (علیه السلام) می فرمایند :

" دنیا از آن کسانی است

که بی وقفه تلاش می کنند و استقامت می ورزند. "

شجاع باش ...

شجاعت یعنی

ترسیدن ... لرزیدن ...

اما !!!

یک گام به پیش نهادن

همواره فراموش نکردم آینده از آن کسانی است که زیبایی رویاهایشان را باور دارند!

به یاد داشته باش در پس هر دردی درسی نهان است!

بردباری را پذیرفتم و همیشه آماده رویارویی با مشکلات هستم!

آنقدر مثبت اندیشم که جابجایی کوه ها را ممکن می دانم

بارانی باید تا رنگین کمانی بر آید!

عقاب فاتح قله های زندگی خواهیم بود و مسافر دشت های بی کران

اگر خود را تغییر دهیم دنیا هم تغییر می کند ...

ما دنیا هستیم!!!

 

پ.ن:

اینو برای خودم گذاشتم!

 

واقعا ببخشید!!!

این دو هفته همش بیرون بودم!

قرار بود عروسی مهر و آبان باشه،

و ما هم با بی خیالی تمام هیچ نکرده بودیم!

در نتیجه همش در حال دویدن بودیم!

و باز هم در نتیجه وقت آپ کردن داشتیم!

خیلی بدعایید!

 

دعا کنید بتونم یکم زندگیمو مفیدتر بگذرونم!

 

تایپم یادم رفته!!!

اونم با این کیبورد فارسی ندار!

 

چقدر انتخاب عنوان سخته!

 

 

نوشته شده در سه شنبه 14 مهر1388ساعت 23:5 توسط زینب| |

 

یه سر به

وبلاگ کلمات عاشقانه خدا

بزنید!

دید زدنشم خوبه!

نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 0:9 توسط زینب| |

 

ذهنم داره می ترکه

از بس که پر فکرای مختلفه!

 

برای خودم تکراری شدم!!!

 

امروز روز تولدم بود!!!

آروم ترین و بی سر و صداترین تولد عمرم!

خوب بالاخره سوم امیرالمومنینه دیگه!

 

سخته حالت گرفته شه

ولی سعی کنی حال طرفتم جا بیاری!

 

دلم بهونه مشهدو می گیره!

 

به آدم هر چی بدی بازم می ناله!

سیری ناپذیره!

 

خدایا شکرت

که بهمون لیاقت دادی شبای قدر امسالم ببینیم!

 

ماه رمضان خیلی خوبی بود!

ولی حیف اون جور که باید ازش استفاده نکردم!

 

فکر کنم امسال اولین سالی بشه که ختم قرآنمو کامل نمی کنم!

 

واحدام داغونه!!!

 

گاهی اوقات انگار داریم شادی را به زندگیمون تزریق می کنیم!

زندگی کنسروی با طعم شادی!

 

همتتونو دعا کردم!

 

خیلیییییییییییییییییییی دعام کنید!

 

نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 19:37 توسط زینب| |


Design By : Night Skin